کارگاه های آموزشی

معرفی کتاب

کد خبر: 27

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۰۹/۱۱ - ۲۲:۱۸

از «در حاشیه» تا قتل پزشک اردبیلی

دکتر مجید صفاری‌نیا اواخر هفته پیش بود که دکتر اصغر پیرزاده، پزشک متخصص سرطان‌شناس اردبیلی زمانی که طی روند درمان به منزل یکی از بیماران خود مراجعه کرده بود، به دلایل نامشخص توسط همراه نوجوان بیمار مورد حمله قرار گرفته و به ضرب چاقو مجروح شد. اما متاسفانه دکتر پیرزاده با وجود تلاش پزشکان فوت […]

دکتر مجید صفاری‌نیا

اواخر هفته پیش بود که دکتر اصغر پیرزاده، پزشک متخصص سرطان‌شناس اردبیلی زمانی که طی روند درمان به منزل یکی از بیماران خود مراجعه کرده بود، به دلایل نامشخص توسط همراه نوجوان بیمار مورد حمله قرار گرفته و به ضرب چاقو مجروح شد. اما متاسفانه دکتر پیرزاده با وجود تلاش پزشکان فوت کرد. همین اتفاق منجر به شکل‌گیری حاشیه‌های زیاد شد؛ عده‌ای به سریال«در حاشیه» به کارگردانی مهران مدیری اشاره می‌کردند و معتقد بودند چنین حوادثی از پخش چنین سریالی نشأت می‌گیرد. البته این موضوع اتفاق جدیدی نیست، در گذشته بارها و بارها اتفاقاتی از این دست افتاده که عده‌ای آنها را ناشی از تأثیر برخی از فیلم‌ها و سریال‌ها دانسته‌اند. به همین دلیل به سراغ رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی رفتیم تا نظر او را به‌عنوان یک کارشناس در این‌باره بدانیم.

به نظرم چنین حوادثی بیشتر در پی یک جنون آنی و حالت عاطفی اتفاق می‌افتد و نمی‌تواند ارتباطی به پخش سریال «در حاشیه» داشته باشد. شاید اگر این حادثه همزمان با پخش سریال اتفاق می‌افتاد، آن هم در شرایطی که حداقل ٥٠ ‌نفر به پزشکان حمله می‌کردند، می‌توانستیم به چنین فرضیه‌ یا ارتباطی بین حملات و آن سریال فکر کنیم، اما با یک حادثه نمی‌شود این‌طور نتیجه‌گیری کرد. اگر گذشته این نوجوان ١٧ ساله‌ را که این پزشک را به قتل رسانده بررسی کنیم، حتما متوجه می‌شویم که پیش از این هم در رفتارهای او پرخاشگری یا حالت‌های عاطفی هیجانی وجود داشته است. خشم ناگهانی و احتمالا تصور ذهنی او از کوتاهی پزشک، علت این حادثه است. بنابراین این ماجرا هیچ ‌ربطی به سریال«در حاشیه» یا سریال‌های مشابه آن ندارد. اتفاقا برعکس پخش چنین سریال‌های شاد و خنده‌آوری باعث بالا رفتن روحیه و بهتر شدن
خلق و خوی مردم می‌شود. به نظرم حتی اعتراضاتی که به سریال«در حاشیه» شد، ناشی از کوته‌فکری و اشتباه بود. مثلا دو، سه ‌سال پیش بود که سریالی در حوزه خود ما یعنی روانشناسی به نام «ساختمان پزشکان» پخش شد. سریالی که در آن خود آقای روانشناس از پس زندگی خودش هم برنمی‌‌آمد. آن زمان ما جلسات متعددی برای آن سریال برگزار کردیم اما بعد به این نتیجه رسیدیم «ساختمان پزشکان» باعث خنده و شادی مردم می‌شود. پس تصمیم گرفتیم به آن اعتراض یا انتقادی نکنیم که باعث پخش نشدن این سریال شود. چرا می‌گویم چنین اعتراضات و انتقاداتی اشتباه است، چون به ندرت اتفاق می‌افتد که در فرآیند تبلیغ، ترویج یا پخش سریالی چنین تأثیرگذاری‌های عمیقی اتفاق بیفتد. حتی زمانی که سریالی با هدف آموزش عمومی ساخته و پخش می‌شود، تنها این تأثیر تا زمانی پایدار است که آن سریال پخش می‌شود. اگر تأثیرگذاری این‌قدر آسان و راحت بود، پس چرا با این‌که تلویزیون بارها و بارها تیزرهایی درباره درست مصرف کردن انرژی پخش می‌کند، رفتار مصرف انرژی مردم تغییری نمی‌کند و درست نمی‌شود؟ در بسیاری از موارد هم فقط تا زمانی که آن پیام پخش می‌شود، رفتار آدم‌ها تغییر پیدا می‌کند. مثلا زمانی عده‌ای با پخش شدن سریال«شب‌های برره» نگران تغییرات زبان فارسی بودند؛ چراکه همه مردم به زبان برره‌ای صحبت می‌کردند. آیا هنوز هم شما می‌شنوید که مردم به زبان‌ آن سریال حرف بزنند؟! نه! چون شما تا زمانی که آن سریال پخش می‌شد تحت‌تأثیر آن بودید و بعد این موضوع فراموش شد. حالا اگر شما بیایید یک سریال را بیش از ١٠ هزار بار پخش کنید می‌تواند اثر پایدارتری در تغییر رفتار و نگرش انسان‌ها داشته باشد. چون این اتفاق به صورت ممتد درحال رخ دادن است و اگر شما سریالی را ١٠‌سال پشت سر هم پخش کنید، تأثیر به مراتب بیشتر و ماندگارتری خواهد داشت که به آن فرهنگ‌سازی می‌گویند. بنابراین تأثیرگذاری یک تبلیغ، پیام یا سریال به همین راحتی و به همین زودی اتفاق نمی‌افتد و از نظر علمی هیچ ارتباطی میان پخش سریال«در حاشیه» و قتل پزشک اردبیلی وجود ندارد؛ مگر این‌که ما بخواهیم جو درست کنیم. کسانی که چنین حرفی می‌زنند، نه رسانه را می‌شناسند، نه پیام را و نه مردم را.

منبع: روزنامه شهروند مورخ 94/5/4

تنظیم برای سایت: فرزانه رسانه- کارشناس ارشد روان شناسی و عضو انجمن روان شناسی اجتماعی ایران

 

ارسال دیدگاه

http://iranspc.ir